خوب دوباره سلام علیکم

بعد یک سال و اندی که از آشنایی ما با صنعت وبلاگ سازی و یا به عبارتی دنیای وبلاگشهر می گذره بلاخره دل به دریا زدیم و اومدیم وبلاگ زدیم تا ببینیم خدا چه بخواهد

البته این آشنا یی هم خودش داستانی داره که حالا بعدا تعریف می کنم فقط اینکه این تنتنانی یه روز یه لینک از مطلبای این آقا به ما داد که جالب بود . درباره درس و درس خوندن و آرزوی آمپول که درس یه شبه به ریزه تو مغز اینا بود که جالب بود

خلاصه مام اون موقع ها بیکا ر بودیم و نشستیم همه وبلاگ و خوندیم خوششمان آمد بعد هی دنبال این بودیم که بدونیم وبلاگ شهر چیه که فهمیدیم و از اون موقف تا حالا به شغل شریف وبلاگ گردی مشغولیم . حالا یه روز که وقت شد لیست اون وبلاگ جالبا رو می زاریم اون بقل که همه ببینن

خلاصه اینم از این

حالام اومدیم ببینیم وبلاگ نویسی چه حالی داره

خوب فعلا این از این

خوش بگذره

جناب شادمهر می فرمایند : عمرا اگه لنگمو پیدا کنی هر جوری خواستی با دلش تا کنی

بنده هم باشون موافقم