میگرن کله سحر

چند روز پیش یه عکسی دیدم تو فیسبوک از دوتا بچه کوچیک که همدیگه رو بغل کرده بودن، از این عکسهای تبلیغاتی بچه های خوشگل بزک شده نبود، عکس بچه ای بود که می شناسم و دوستش دارم، توی مهدکودکش خیلی صمیمی و بانمک، دوستش را بغل کرده بود .

امروز صبح زود، همنطور که داشتم کوچه های خلوت رو می پیچیدم ، یهو یادش افتادم. یاد اینکه چه کوچیکه و چقدر قراره آدم بشناسه، دوست داشته باشه، دوست داشته باشنش، شایدم نداشته باشنش، قلبش بشکنه، شاد بشه، ناراحت بشه و بزرگ بشه و زندگی کنه. و تو همه اینها خیلی بعیده که این دوست کوچولوی سه چهار سالگیش رو یادش باشه، همین ادمی که انقدر سفت توی عکس بغلش کرده که در نره. ده سال دیگه تقریبا هیچ خاطره ای از اینی که الان داره زندگی می کنه نداره.

و این اثر زندگی کردن توی زمانه و نسبیت هستش. همه چیز تو لحظه ی خودش مهمه و توی بازه زمانی بزرگتر ممکنه نسبت به یه چیزهایی دیگه، بی اهمیت باشه. یک جور حس معلق بودن به من می ده. اینکه اینی که الان دارم حرصش می خورم، ناراحتشم یا خوشحالشم ایا واقعا همین درجه اهمیت رو داره؟ یا نه صرفا دارم سر موضوعی انرژی می زارم که بعدها حتی یادم هم نمیاد.

چند شب پیش داشتیم درباره درد حرف می زدیم. اینکه یه دردهایی سرت میاد که فکر می کنی میکشتت، اما می بینی که ازش زنده بیرون میای. بعدش می فهمی که دردهای روابط عاطفی چه ساده ترین مدل درد هستش.  اینکه قلبتو یکی بشکسنه، دردناک هست اما می دونی که هیچیت نمی شه. ترس تنهایی ناراحت کننده هست، اما اونم می دونی که نمی کشتت. هنوز هزارتا راه برای تنها نبودن وجود داره، در حالیکه برای یک ترسهایی هیچ راه حلی وجود نداره که تو بتونی بهش دست پیدا کنی.

ولی خب اینم بگم این نوع جهان بینی، باعث نمی شه که خوشحال تر باشی. مشاهدات من میگه که با این دیدگاه، ادمها از جامعه اطرافشون دور می شن. و انسانها جزو قرایض اولیه اشون اینه که توی جمع احساس امنیت می کنن، اما یک قریضه ی دیگه هم انسان داره، وقتی درد ( چه فیزیکی چه روحی) زیاد می شه ساختار دفاعی، آستانه تحمل رو می بره بالا تا کمتر درد بکشی. و نتیجه اش این می شه که توی روابط احتماعی، فرد که به نوعی از محیط طرد شده، ری اکشنش بی محلی کردن به همون جامعه است. یعنی برای تحمل پذیر کردن درد، قریضه ی اولیه رو نقض می کنه و به همین سادگی زندگی ادامه پیدا می کنه توی نسبیت و زمان و دیگر هیچ.


دیدگاهی بنویسید