۴۰-۱۰

خودکشی کار خودخواهانه ایه.

من نمی تونم مانیفیست کلی بدم. قطعا توی دنیا می تونه آدمهایی وجودداشته باشن که دایره آدمهایی که مهمه حضورشون براشون، انقدر کم هست. می تونن به این فکر کنن، برای خاطر خودشون ایا باید انتخاب کنن به زندگی ادامه بدن یا نه.

اما توی فرهنگ ما که هنوز قبیله، خانواده، گروه بودن یک عنصر مهمه و با اینکه ادمهای مدرنمون از خانواده های بزرگ گذشته بریدن، اما همشون برای خودشون دوستهایی دارن که نقش همون خانواده رو کم و زیاد بازی میکنه. اینکه تصمیم بگیری دیگه دوست نداری توی این دنیا موجود زنده ی با شعوری باشی، اصلا یک تصمیم شخصی نیست.

آدم می تونه به این فکر کنه که بقیه براشون مهم نیست من باشم یا نه، می تونه فکر کنه که زندگی بدون من هم ادامه پیدا می کنه، اما می شه اینطوری هم فکر کرد که با کم کردن خودخواسته خودت از زندگی اونها، این پیغام هم می دی بهشون که برام مهم نیست بعدش چقدر از نبودن من درد خواهید کشید. مهم نیست که من انتخاب کردم کار راحتتر رو انجام بدم و شما رو گذوشتم توی سختی بعدش هر روز صبح از خواب پاشین و باری به دوش بکشین که من براتون گزوشتم. هر چقدر هم که بعد سپری شدن مدت زمان تحمل بار آسون تر باشه، وجود داره.

نمی شه کسی تا این حد درجه خودخواه باشه بخصوص وقتی دوست داشته شده، نمیشه فقط همین!

 


دیدگاهی بنویسید